Follow Us
Facebooktwitteryoutube
YouTube
Promo
banner
Promo
banner

Blockchain vs Hashgraph vs Dag vs Holochain: انواع DLT ها

این مقاله انواع فناوری های دفتر توزیع شده را مورد بحث قرار می دهد و مقایسه دقیق Blockchain vs Hashgraph vs DAG vs Holochain را انجام می دهد.

فناوری بلاکچین یک دهه از عمر خود را به پایان رسانده است. جالب توجه است ، ده سال اول منابع جدید و جالب سرمایه گذاری را با برخی از علاقه مندان که فقط یک شبه در لیست ثروتمندان میلیاردر قرار گرفته اند ، به سطح زمین آورده است.

با این حال ، هیجان انگیزترین نکته برجسته ده سال اخیر ارزهای رمزپایه ، فناوری دفتر توزیع شده (DLT) است که اساس ارزهای دیجیتال است.

اکنون ثبت نام کنید: دوره مبانی بلاکچین سازمانی

چگونه مفهوم فناوری توزیع شده به وجود آمد?

بلاکچین برای اولین بار بلافاصله پس از بیت کوین ، اولین ارز دیجیتال ، به عناوین محبوب معروف رسید. دهه اخیر شاهد تحولات جالبی است که در آن فناوری دفاتر توزیع شده یا بلاکچین به عبارتی موارد دیگری را علاوه بر تأمین ارزهای رمزپایه ، مورد استفاده قرار داده است..

با این حال ، ناکارآمدی های سیستمیک و مشکلات مقیاس بندی منجر به این شد که توسعه دهندگان به دنبال راه حل هایی خارج از بلاکچین باشند. به همین ترتیب ، تحولات بدیع و ابتکاری مانند Holochain ، نمودار بدون دایره مستقیم (DAG) و هاشگراف وجود دارد. در اصل ، اصل کار این است که هدف اصلی بلاکچین را در برابر مشکلات جدید و پیش بینی نشده زنده نگه دارد.

ظهور راه حل های جدید ، که تفاوت عمده ای با ساختار داده های مبتنی بر بلاکچین دارد ، بحث های اساسی و در عین حال قابل توجه دیگری را نیز در مورد بهترین شبکه ارائه داده است. از این منظر ، این مقاله قصد دارد شبکه ها را کالبد شکافی کرده و نقاط قوت و محدودیت های مختلف آنها را به منصه ظهور برساند.

به طور خاص ، این مقاله مقایسه Blockchain vs Hashgraph vs DAG vs Holochain است. به همین ترتیب ، امید این است که خواننده بتواند یک بار و برای همیشه در موقعیتی باشد که بتواند بحث پیرامون اهمیت شبکه ها را حل کند.

مقایسه انواع مختلف DLT

Blockchain vs Hashgraph vs Dag vs Holochain

بلاکچین

در مقاله سفید که بیت کوین را به جهان آورد ، نویسنده (ها) خاطرنشان کردند که یک شبکه اطلاعات تراکنش را به صورت بلوکی جمع می کند. بلوک های دیگر روی یکدیگر ساخته می شوند و یک زنجیره بلوک تشکیل می دهند ، از این رو بلاکچین ساخته می شود.


جالب است که هر بلوک یک هش منحصر به فرد تولید می کند که معامله را مشخص می کند. به همین ترتیب ، اگر کسی بخواهد جزئیات معامله را تغییر دهد ، یک هش کاملا متفاوت ایجاد می شود. این شواهدی از معامله خراب و نامعتبر خواهد بود.

از طرف دیگر ، معاملات در یک دفتر عمومی منتشر می شوند که هر گره (شرکت کننده) در شبکه به آن دسترسی دارد. اساساً ، این ماهیت توزیع شده دفتر عمومی ، تغییر اطلاعات را برای احزاب دشوارتر می کند. بعلاوه ، این امر باعث می شود که معاملات تحت شفافیت دقیق انجام شود.

این کیفیت شفافیت و تغییرناپذیری (یکپارچگی) از جنبه های عمده انقلابی ویژگی های بلاکچین است. بعلاوه ، این توانایی در ایجاد یکپارچگی و شفافیت در ذخیره سازی داده ها و معاملات بزرگترین دلیل اخلال در بلاکچین در بسیاری از صنایع است.

جالب اینجاست که بلاکچین مفهوم جدیدی نیست که ممکن است فکر کنیم. اشاره به ساختار و عملکرد اساسی آن بیش از 27 سال پیش – زمانی که بلاکچین اختراع شد – برمی گردد. با این حال ، بیت کوین ارزهای رمزپایه دیگر نور تازه ای را بر ابتکار فن آوری پیشگامانه روشن می کنند.

شایان ذکر است که همین ارزهای رمزنگاری شده نیاز به راه حل های مربوط به بلاکچین را ایجاد کرده است. این آغازگر شبکه های جدید فناوری توزیع شده دفتر مانند Holochain ، DAG و Hashgraph است.

همانطور که قبلا ذکر شد ، در قلب شبکه های جدید نیاز به ایجاد یک شبکه بسیار مقیاس پذیر وجود دارد. علاوه بر این ، شبکه ها به دنبال دستیابی به تراکنش های بالاتر در هر ثانیه (TPS) هستند.

هاشگراف

هاشگراف نوعی فناوری دفتر توزیع شده است که اساس آن در ساختمان اجماع نهفته است. به طور خاص ، DLT برای اطمینان از موافقت معاملات در شبکه با هر یک از گره های سیستم عامل به زمان سنجی اجماع متکی است. الگوریتم اجماع ، قدرت و برتری شبکه فناوری توزیع شده دفتر را نشان می دهد.

در اینجا درباره Hashgraph بیشتر بدانید.

برخلاف شبکه فن آوری دفت توزیع شده سنتی ، این نوع ساخت DLT صرفاً از طریق توافق به موفقیت معامله می رسد. این بدان معناست که گره ها مجبور نیستند تراکنش های انجام شده در شبکه را تأیید کنند. بدین ترتیب ، کاربران نیازی به ارائه مدرک کاری (PoW) ندارند.

این جنبه نیاز به دو چیز را از بین می برد. اولاً ، بلاکچین های سنتی که به اثبات کار متکی هستند برای دستیابی به موفقیت در معاملات به محاسبات زیادی احتیاج دارند. در نتیجه ، این عامل معاملات را حجیم می کند که تعداد بسیار کمی TPS را بدست می آورد.

برعکس ، هاشگراف فقط به گره های شبکه نیاز دارد تا از طریق شایعات درباره شایعات و تکنیک رای گیری مجازی به اتفاق نظر برسند. جالب است که این روش ها برای تأیید معاملات نیازی به اثبات کار ندارند. در نتیجه ، بین شروع و اتمام معامله زمان کمی وجود دارد.

متعاقباً ، عدم نیاز به اثبات کار در شبکه DLT به معنای وجود هزاران TPS است. جالب اینجاست که تیم پشتیبان Hashgraph ادعا می کنند این شبکه می تواند بیش از 250،000 TPS بدست آورد.

با رای گیری مجازی و شایعات درباره تکنیک های شایعات ، گره های موجود در Hashgraph DLT می توانند انصاف را تجربه کنند. به طور خاص ، زمان سنجی اجماع از ایجاد بلاکچین مانند لغو معاملات یا قرار دادن آنها در بلاک های بعدی جلوگیری می کند.

نمودارهای چرخشی مستقیم (DAG)

هاشگراف تنها تلاش برای اصلاح محدودیت های بلاکچین نیست. همانطور که قبلا ذکر شد ، توسعه دهندگان بر روی ساختار داده های شبکه های فناوری توزیع شده دفتر که بر اثربخشی آنها تأثیر می گذارد ، تمرکز دارند. به همین ترتیب ، نمودارهای حلقوی بدون جهت (DAG) از یک ساختار داده متفاوت استفاده می کنند که اتفاق نظر بیشتری ایجاد می کند.

به طور خاص ، DAG نوعی فناوری دفتر توزیع شده است که به الگوریتم های اجماع متکی است. الگوریتم های اجماع به روشی عمل می کنند که معاملات غالب به سادگی نیاز به پشتیبانی اکثریت درون شبکه دارند. در چنین شبکه ای ، همکاری بسیار بیشتری وجود دارد ، کار گروهی و گره ها از حقوق برابر برخوردار هستند.

برخلاف فناوری های سنتی بلاکچین که اثبات کار در آنها مهم است ، DAG اطمینان از انصاف را به وجود می آورد. این نوع انصاف این احساس را ایجاد می کند که شبکه به هدف اولیه فناوری دفتر توزیع شده پایبند است. به ویژه ، هدف اصلی DLT دموکراتیک سازی اقتصاد اینترنت بود.

به عنوان مثال ، یک شبکه بلاکچین خصوصی به رهبری متمرکز متکی است که دموکراسی را از DLT می گیرد. برعکس ، این نوع فناوری دفتر توزیع شده به هر گره موجود در شبکه اهمیت یکسانی می بخشد. بنابراین ، این بدان معناست که لازم نیست هر گره به گره دیگری مراجعه کند.

در حال حاضر ، پروژه هایی مانند ByteBall وجود دارند که از ساختار DAG برای ایجاد شبکه های نسل جدید و بدون محدودیت های بلاکچین سنتی استفاده می کنند – ByteBall چیست. یکی از برجسته ترین شبکه های “نسل جدید” که از ساختار داده های DAG استفاده می کند ، IOTA’s Tangle است.

در اینجا ، استخراج کنندگان / گره ها می توانند وظایف دوگانه را در جایی که گره های موجود در بلاکچین به طور جداگانه انجام می دهند ، انجام دهند. این بدان معناست که یک استخراج کننده در Tangle می تواند همزمان معامله ای را صادر کند و معامله ای را معتبر اعلام کند.

هولوچین

این نوع از فناوری دفتر توزیع شده ، به خود می بالد که همان چیزی است که پس از فناوری بلاکچین به وجود می آید. علی رغم دوز بالای شعار در بیانیه های جسورانه خود ، تیم Holochain واقعاً پیشنهادهای محکمی دارد که با سایر سیستم عامل ها رقابت می کنند. به طور خاص ، Holochain بعد از انقلابی کاملاً در اینترنت ، همانطور که می شناسیم ، است.

یکی از چشم اندازهای جالب Holochain تغییر ساختار فعلی اینترنت است. اینترنت امروزه در کنار مشتری-سرور ساخته شده است. این بدان معناست که تمرکززدایی مطلوب نیست. بعلاوه ، دموکراسی و آزادی در مورد استفاده از منابع کم است.

با توجه به این موضوع ، Holochain می خواهد یک شبکه توزیع شده ایجاد کند که می تواند پایه “اینترنت نسل بعدی” نیز باشد. مطابق با سفید نامه این پلتفرم ، Holochain ترکیبی از بلاکچین ، BitTorrent و Github است. به این معنی است که این یک DLT است که بین گره ها توزیع می شود تا از هرگونه کنترل متمرکز جریان داده جلوگیری کند.

یک پلت فرم توزیع شده به راحتی بیانگر این است که هر گره بر روی زنجیره ای خاص خود کار خواهد کرد. این بدان معناست که گره ها یا ماینرها آزادی عمل مستقل را دارند. در آنچه تیم پشتیبان Holochain از جدول هش توزیع شده (DHT) نامیده می شود ، کاربران می توانند داده ها را با استفاده از کلیدهای خاص ذخیره کنند. با این حال ، این داده ها در مکان های واقعی “توزیع شده” در مکان های مختلف در سراسر جهان باقی می مانند.

مزایای هولوچین

قسمت جالب این ساختار داده این است که شبکه بار ازدحام رایج در بلاکچین سنتی را تجربه نمی کند. این “توزیع” مکانهایی که داده ها را ذخیره می کنند شبکه را راحت می کند و فضای بیشتری برای مقیاس پذیری به آن می دهد. به همین ترتیب ، معاملات از طریق این شبکه می تواند به راحتی میلیون ها TPS را بدست آورد.

مقیاس پذیری یک مشکل عظیم است که هر دو سیستم عامل بلاکچین عمومی و خصوصی را به دام می اندازد. به عنوان مثال ، توسعه دهندگان معمولاً با ایجاد برنامه های غیرمتمرکز (dApps) در بلاک چین سنتی با موانع زیادی روبرو می شوند. این به این دلیل است که آنها نیاز به اعتبارسنجی از جامعه عظیم حاضر در سیستم عامل دارند.

برعکس ، یک توسعه دهنده در پلتفرم Holochain فقط به تأیید از زنجیره واحدی که کل شبکه DLT را تشکیل می دهد نیاز دارد. بدین ترتیب ، بین این درخواست و تأیید در این نوع فناوری دفتر توزیع شده زمان انتظار غیر اساسی وجود دارد.

مقایسه DLT ها

فناوری دفتر توزیع شده فی نفسه جدید نیست. همانطور که قبلاً بحث شد ، این فناوری مسیری طولانی را طی کرده است که در حال حاضر اصلاحات و گزینه هایی وجود دارد. بعلاوه ، مشخص است که بلاکچین اولین DLT است که در فضای عمومی راه اندازی می شود. این در حالی است که اولین توصیف بلاکچین که تقریباً سه دهه پیش ظاهر شده است.

به لطف شکستن راه ابتکاری جدید برای ذخیره ، به اشتراک گذاری و انجام بسیاری از کارهای دیگر با داده ها ، بلاکچین جایگاه اصلی در مسابقه شبکه های فناوری توزیع شده دفتر را به خود اختصاص می دهد. به همین ترتیب ، پاراگراف های بعدی بلاکچین را در مقایسه با سایر شبکه های DLT مقایسه می کند.

Blockchain در مقابل Hashgraph

بدیهی است که بلاکچین و هاشگراف از آنجا که هدف مشابهی دارند شباهت های زیادی با هم دارند. اساساً ، همه آنها نوعی فناوری دفتر توزیع شده هستند که به دنبال معرفی سیستم های پولی جدید هستند. به طور خاص ، همه آنها نظیر به نظیر هستند به گونه ای که معاملات برای تنظیم آنها نیازی به یک مرجع مرکزی ندارند.

همچنین ، DLT ها بر روی یک سیستم مبتنی بر اجماع عمل می کنند که در آن تراکنش ها باید رضایت شرکت کنندگان در شبکه را فراهم کند. این نیاز به اتفاق نظر دلیل شفاف بودن و انعطاف پذیری معاملات در این شبکه ها است. بعلاوه ، امنیت بالای شبکه از رمزنگاری شبکه ، امنیت بالای داده را تضمین می کند.

با این وجود ، بلاکچین از راه های اساسی تری با هاشگراف متفاوت است. به ویژه ، Hashgraph پاسخی به محدودیت های عمده بلاکچین مانند مقیاس پذیری و نرخ معاملات است. این محدودیتهای خاص مسئول برنامههای محدود DLT هستند.

وقتی صحبت از سازوکار اجماع می شود ، هاشگراف عمدتا با بلاکچین متفاوت است. از یک طرف ، بلاکچین به طور عمده به فعالیت ماینرهای درون شبکه برای تسهیل روند معاملات متکی است. این بدان معناست که یک استخراج کننده می تواند تا حد زیادی در موفقیت یک معامله به تنهایی تأثیر بگذارد.

در اینجا درباره Hashgraph vs Blockchain بیشتر بدانید.

به ویژه ، بلاکچین به اثبات کاری که ماینرها می توانند برای تأیید واقعی بودن معامله استفاده کنند ، متکی است. به همین ترتیب ، نرخ معاملات کند و گران است. بعلاوه ، اثبات کار بیانگر آن است که شبکه تحت بار عظیمی از محاسبات حجیم قرار دارد که کششهای شبکه را تحمیل می کند.

از طرف دیگر ، هاشگراف از سازوكار اجماعی استفاده می كند كه اختیارات زیادی به كارگران معدن نمی دهد. برعکس ، DLT از الگوریتم های اجماعی به نام شایعات درباره شایعات و رای گیری مجازی برای تصمیم گیری در مورد موفقیت در معامله استفاده می کند. به این ترتیب اکثریت در مورد معامله خود اظهار نظر می کنند. به همین ترتیب ، در مورد Hashgraph در مقایسه با بلاکچین انصاف بیشتری وجود دارد.

Blockchain در مقابل DAG

مانند بلاکچین ، DAG معاملات را تسهیل می کند و شخص نمی تواند “معاملات را به مرحله قبل برگرداند”. به طور خاص ، کلمه acyclic در نمودار acyclic کارگردانی نشان می دهد که عملیات کاملاً یک جهته هستند. به همین ترتیب ، تغییرناپذیری یکی از جنبه هایی است که بلاکچین را نسبت به ابزارهای قبلی ذخیره سازی داده محبوب می کند.

بعلاوه ، هر دو سیستم عامل از طریق یک سیستم مبتنی بر اجماع عمل می کنند که در آن گره ها تصمیم می گیرند که چه اتفاقی بیفتد. به همین ترتیب ، در مقایسه با سکوهایی که از یک فرماندهی مرکزی برخوردارند ، نوعی دموکراسی وجود دارد. متأسفانه ، این تا جایی است که شباهت ها وجود دارد.

مانند Hashgraph ، DAG با بلاکچین تفاوت اساسی در ساختار ساختار داده دارد. همانطور که قبلاً بحث شد ، بلاکچین معاملات را در بلاکهایی ترتیب می دهد به گونه ای که هر مجموعه اطلاعات مربوط به یک معامله خاص ، یک بلاک را تشکیل می دهد. بنابراین ، موفقیت در معاملات منجر به ایجاد بلوک های جدید می شود.

برعکس ، DAG کاملاً با بلاک ها کار می کند. تحت DAG ، معامله قبلی رابطه قوی تری با معامله بعدی دارد. به عنوان مثال ، اگر سه معامله X ، Y و Z داشته باشید ، برای انجام Y به معامله X نیاز دارید. به طور مشابه ، معامله Y معامله Z را تأیید می کند.

برای موفقیت یک تراکنش در شبکه DAG ، باید فقط دو مورد از معاملات قبلی را تأیید کند. این بدان معناست که معامله فقط به این اطمینان خواهد داد که دو معامله قبلی حاوی اطلاعات متناقضی نیستند. جالب اینجاست که این تفاوت زیادی با بلاکچین دارد که در آن یک معامله قبل از معتبر بودن باید تراکنش های متعددی را تأیید کند.

این بدان معناست که انجام معامله زمان بیشتری برای تسویه حساب نیاز دارد. بعلاوه ، با تکثیر بلوک های بلاکچین ، دستیابی به بلاک های جدید از نظر محاسبات دشوارتر می شود. به همین ترتیب ، استخراج نیروگاه با شدت بیشتری انجام می شود ، از این رو گران است. از طرف دیگر ، معاملات در شبکه DAG به دلیل اعتبارسنجی های بیشتر ، توان عملیاتی را اضافه می کند.

Blockchain در مقابل Holochain

در مقایسه با DLT ، نگاه به ساختار بنیادی Holochain و بلاکچین تفاوت های مختلفی را به نمایش می گذارد. به طور خاص ، این دو تا حد زیادی بر اساس ساختار خود متفاوت هستند اگرچه هدف شباهت هایی دارد. جالب اینجاست که Holochain نوعی فناوری انقلابی است که به دنبال چرخاندن همه چیز روی سر خود است.

Holochain نیز مانند بلاکچین سعی در انجام معاملات امن و شفاف بین بازیکنان شبکه دارد. اطلاعات هر دو سیستم عامل از نظر رمزنگاری ایمن است و نمی توان اطلاعات را تغییر داد. بعلاوه ، هر دو سیستم عامل به کاربران امکان تعامل بین نظیر به نظیر را می دهد. به این ترتیب ، آنها می توانند مستقیماً و بدون نیاز به مرجع مرکزی تعامل كنند.

آیا هولوچین بهتر است?

با این وجود ، Holochain در مقایسه با بلاکچین تا حدودی سطح بعدی است. اساساً ، Holochain به دنبال معرفی پویایی جدید است که بسیار متفاوت از هدف اساسی بلاکچین است. بلاکچین به دنبال غیر متمرکز کردن معاملات است به طوری که افراد بتوانند مستقیماً بدون نیاز به حزب میانی تعامل داشته باشند. برعکس ، Holochain می خواهد تعاملات را توزیع کند.

Holochain شبکه ای متشکل از شبکه های مختلف فن آوری دفتر کل توزیع شده ایجاد می کند. بنابراین ، DLT یکی از شبکه های اصلی است که از نظر مقیاس پذیری بی حد و حصر است و تعداد تراکنش هایی که کاربران می توانند در ثانیه انجام دهند.

در شبکه بلاکچین ، گره ها برای شروع و تأیید معاملات به شبکه واحد متکی هستند. به همین ترتیب ، با پیوستن بلوک های بیشتر به زنجیره ، بار محاسباتی و همچنین هزینه های مرتبط با معاملات چند برابر می شود. برعکس ، گره های موجود در Holochain بر روی زنجیره های خود کار می کنند. بنابراین ، فضای بیشتری برای محاسبات وجود دارد.

این واقعیت که هر گره در زنجیره خود در Holochain کار می کند ، بیانگر این است که دیگر نیازی به ماینرها نیست. به همین ترتیب ، هزینه های معاملات تقریباً وجود ندارند. علاوه بر این ، این بدان معنی است که هیچ توکن افزاری در سیستم عامل وجود ندارد بلکه قراردادهای هوشمند بر فضا حاکم هستند.

گره هایی که روی زنجیره های خود کار می کنند ، بیانگر این است که آنها قادر به پردازش دفترهایی هستند که فقط متعلق به آنها است. به این ترتیب رابطه بین گره های مختلف شبکه کاملاً قابل اعتماد است. علاوه بر این ، dApp ها فضای نامحدودی برای فعالیت دارند. به همین ترتیب ، می توان انتظار داشت dApp ها در همه موارد در بهینه ترین حالت خود کار کنند.

خلاصه / سخنان پایانی

مقایسه DLT در Blockchain vs Hashgraph vs Dag vs Holochain جنبه های جالب توجهی از سیستم عامل را به نمایش می گذارد. همانطور که در DLT شباهت های آشکاری وجود دارد ، اختلافات نیز وجود دارد. جالب است بدانید که بلاکچین حتی قبل از انتشار نامه سفید بیت کوین توسط Satoshi Nakamoto ایجاد شده است..

بلاکچین برای اولین بار در مقاله ای مورد اشاره قرار گرفت که می خواست با استفاده از برچسب گذاری اسناد راهی برای محافظت از مالکیت معنوی پیدا کند. با این حال ، DLT پس از شهرت بیت کوین ارز کسب کرد. با محبوبیت ، مشکلات مختلف پیش بینی نشده ای مانند مقیاس پذیری و TPS به وجود آمد. حتی در حالی که بلاکچین تلاش می کند محدودیت ها را اصلاح کند ، پروژه های دیگر کاملاً نوع جدیدی از فناوری دفتر توزیع شده را ایجاد می کنند.

از مطالب گفته شده ، بدیهی است که کلیه DLT ها از جنبه های مشترک شفافیت ، اجماع ، معاملات ، توزیع ، نظیر به نظیر و انعطاف پذیر برخوردار هستند. با این حال ، اختلافات زیادی در سازوکار اجماع و ساختار داده ها در هر DLT ظاهر می شود.

آیا دوست دارید مانند این یکی درباره اصول بلاکچین بدانید؟ سپس ، قطعاً باید به دوره رایگان بلاکچین ما بپیوندید!

Mike Owergreen Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me
Adblock
detector