Follow Us
Facebooktwitteryoutube
YouTube
Promo
banner
Promo
banner

اجتناب از تحقیقات بالکان سازی Blockchain

توسط اورت موزی و مالی اندرسون

اولویت دادن به قابلیت همکاری

این قطعه اولین مجموعه از مجموعه بررسی وضعیت و آینده قابلیت همکاری در اکوسیستم بلاکچین است. ما در اینجا “قابلیت همکاری” را به عنوان توانایی بلاکچین ها برای تبادل داده ها بین سیستم عامل ها – از جمله داده های خارج از زنجیره و معاملات – بدون کمک اشخاص ثالث تعریف می کنیم. این مجموعه با بررسی پیشرفت معماری Web2 از تئوری اولیه تا تصویب انبوه ، استدلال می کند که قابلیت همکاری پروتکل بلاکچین چیزی کمتر از یک نیاز اساسی برای تحقق پتانسیل کامل این فناوری نیست. این مجموعه نشان می دهد که چگونه اکوسیستم در حال حاضر در معرض خطر “بالکان سازی” است – به عنوان مثال. تبدیل شدن به یک سری از سیستم های غیر متصل در کنار یکدیگر ، اما از یکدیگر دور می شوند – در برابر رقابت و فشار تجاری. برای اینکه اکوسیستم قابلیت همکاری را در اولویت قرار دهد ، باید یک لایه حل و فصل امن ، کاملاً غیرمتمرکز و بی اعتماد بر روی آن ایجاد کند که بلاکچین هایی که به طور همزمان کار می کنند می توانند معاملات آنها را لنگر بیندازند. با توجه به وضعیت فعلی سیستم های بلاکچین ، معماری Ethereum بیشترین شباهت را با آنچه از این زنجیره ریشه جهانی لازم است ، دارد.

خطر بالکان سازی

مشکلات معماری Web2 امروزی – به ویژه سیلو کردن ، آسیب پذیری و سوage مدیریت داده های کاربر – در انحراف صنعت از مقادیر اولیه اینترنت ردیابی می شود ، که در ابتدا قابلیت همکاری را به عنوان کلیدی برای یک جهان پایدار و عادلانه به شبکه وب در اولویت قرار می داد. با سرعت فعلی ، اکوسیستم بلاکچین در معرض خطر “بالکان سازی” مشابه است ، جایی که قابلیت همکاری پروتکل به دلیل رقابت شرکت ها برای نشان دادن موارد استفاده از بلاکچین خود سریعتر از رقبا ، از قابلیت همکاری خارج می شود. خطر این است که فشارها برای پذیرش جریان اصلی ممکن است قبل از اینکه زیرساخت Web3 به اندازه کافی قابل همکاری و ایمن باشد تا دید کاملی از معماران اصلی خود را نشان دهد ، وارد شود. به نظر می رسد که Web3 از نظر محرومیت مالی ، جاسوسی اطلاعات و عدم امنیت داده ها ، مانند Web2 امروزه به نظر می رسد – اما در عوض توسط مجموعه ای از زنجیره های بلوکی مورد استفاده قرار می گیرد که با طراحی رقابتی در سطح پروتکل همکاری نمی کنند.

درسهایی از اینترنت اولیه

وب به عنوان یک پروژه تحقیقاتی آکادمیک با بودجه عمومی از دهه 1960 برای تقویت توانایی انسان در ایجاد ، انتقال و اشتراک اطلاعات توسعه داده شد. تکرارهای اولیه اطلاعات آنلاین به شکل متن و تصاویر اساسی بود که توسط شبکه ای از پیوندها به هم متصل و به اشتراک گذاشته می شدند. از آن زمان ، “اطلاعات” در وب برای نشان دادن مالکیت دارایی (به ویژه پول) ، مشخصات کاربر و هویت (به طور خاص ، قطعات دیجیتالی پراکنده از هویت شخص) تکامل یافته است..

صرف نظر از اینكه تعریف اطلاعات نمایشی دیجیتالی تا چه اندازه گسترده شده است ، نظریه مدیریت اطلاعات آنلاین ریشه در نظریه اولیه وب دارد. در حالی که تحول بعدی را در انتقال اطلاعات ایجاد می کردند ، پیشگامان اولیه اینترنت سعی در اطمینان از جریان یافتن اطلاعات در وب داشتند به گونه ای که الگوهای طبیعی رفتار انسان را تقلید می کند. تیم برنرز-لی ، مخترع شبکه جهانی وب ، مأموریت خود را برای ایجاد یک ساختار وب که انتقال انسانی اطلاعات را امکان پذیر می کند ، قرار داد. متقابلا به ساختار سلسله مراتبی یک شرکت – تا آن زمان ، یکی از ساختارهای غالب که بشر از طریق آن حجم زیادی از اطلاعات را تولید و مدیریت می کند. در حالی که ساختار سفت و سخت و از بالا به پایین یک شرکت سعی در القای جنبش اطلاعات به روشی ثابت ، الگو و قابل پیگیری داشت ، واقعیت چگونگی برقراری ارتباط و اشتراک افراد بسیار ناموزون و بی نظیر بود. به منظور تقلید از تبادل اجتماعی طبیعی اطلاعات همتا به همتا ، برنرز لی سادگی در معماری وب را توصیه کرد. با تهیه فقط استخوان های برهنه یک سیستم دیجیتال ، اطلاعات می توانند به طبیعی ترین حالت – و در نتیجه باید مقیاس پذیر – رشد و تکامل یابند. هر لحظه که “روش ذخیره سازی … محدودیت های خاص خود را” در مورد چگونگی انتقال چیزها ایجاد کنید ، اطلاعات آسیب می بینند. برنرز-لی با توصیف رشد وب به عنوان “تشکیل سلول در مغز جهانی” ، اعتقاد خود را مبنی بر اینکه وب باید ساختارهای طبیعی را تقلید کند ، محکم کرد.منبع] و امیدواریم که ممکن است روزی شیوه تعامل ، معاشرت و زندگی انسانها را روزانه “آینه” کند [منبع].

هدف دستیابی به اطلاعات دیجیتالی مقیاس پذیر و قابل انتقال از طریق انسان ، وابسته به یک مفهوم مهم بود: “اثر پایان به پایان” [منبع] اثر “پایان به پایان” به این معنی بود که کاربران اینترنت (یعنی کسانی که در انتهای انتقال اطلاعاتی بودند) این اطلاعات را به روشی ثابت تجربه می کردند. انسانها باید قادر به رفتارهای تکراری باشند که به آنها امکان می دهد اطلاعات مربوط به بازیابی ، پردازش و ارسال اطلاعات را تقریباً به هر روشی که هر تعامل با وب دارند ، انجام دهند. با بیان متفاوت ، فن آوری که بخشی از اطلاعات را در اختیار مصرف کننده قرار می دهد ، باید این کار را با روش مداوم انجام دهد ، هر از گاهی ، در سراسر جغرافیاها و در انواع مختلف محتوا.

اثر نهایی به پایان از دو طریق قابل دستیابی است: 1) اشخاص ثالث می توانند خود را به عنوان واسطه معرفی کنند ، و خدمات را برای ارائه اطلاعات به شکل سازگار ارائه دهند زیرا از نقطه A به نقطه B ارسال می شود. این شرکت ها و مهندسان آنها “باید هنر طراحی سیستم ها را یاد بگیرند” برای مذاکره و کنترل عبور اطلاعات از مرزهای دیجیتالی که پروتکل های ناسازگار را از هم جدا می کنند. 2) گزینه دوم برای همه پروتکل هایی بود که از طریق آنها ممکن است نیاز به انتقال اطلاعات باشد تا اطمینان حاصل شود که داده ها می توانند بدون هیچ مانعی از یک کاربر به کاربر دیگر عبور کنند بدون اینکه موانعی برای نقض آنها به مذاکره اضافی نیاز باشد. قابلیت همکاری پروتکل بومی به جای اتکا به اشخاص ثالث استثمارگر برای ایجاد یکنواختی در پشت صحنه ، “اثر نهایی به پایان” را به صورت خودکار ایجاد می کند.

از بین این دو روش ، قابلیت همکاری رویکرد ترجیحی افرادی است که مسئول توسعه اولیه وب هستند. برنرز لی معمولاً این هدف را “جهانی بودن” توصیف می کند و حاکی از این است که آینده وب شامل مجموعه ای از پروتکل های متمایز است ، اما همه آنها در یک جهان بزرگ وجود دارند و بنابراین سازگاری را تضمین می کنند. برنرز لی از تکنسین ها التماس کرد که قابلیت همکاری جهانی را مهمتر از “تکنیک های گرافیکی فانتزی و امکانات اضافی پیچیده” بدانند [منبع] وی احساس کرد تسلیم در برابر اشتهای فزاینده سود و تجارت (که گرافیک فانتزی و امکانات اضافی را می طلبد) کمتر از تمرکز بر طراحی پروتکل است..

با سرعت بخشیدن به تجاری سازی و به تدریج ریشه های عمومی اینترنت فروکش کرد ، این مجموعه انگیزه های جدیدی را برای یک صنعت که قبلاً عمدتاً آکادمیک بود ، معرفی کرد. در نتیجه ، هنگامی كه شركتهای خصوصی برای برتری از یكدیگر رقابت می كردند ، تجزیه و تحلیل تقسیم غیرقابل جبران اكوسیستم وب را آغاز كردند ، یك سری از استانداردهای ناپایدار ظاهر می شدند. ایجاد سیستم های جداگانه و جداگانه ضد بهینه سازی اقتصادی درازمدت بود. در یکی از مقالات بنیادی اینترنت ، پل باران در سال 1964 مشاهده کرد که “در ارتباطات ، مانند حمل و نقل ، به اشتراک گذاشتن یک منبع مشترک به جای استفاده از هرکدام برای ساختن سیستم خود ، اقتصادی است.” در سال 1994 ، کنسرسیوم شبکه جهانی وب برای ایجاد استانداردهای گسترده در صنعت تشکیل شد تا اطمینان حاصل شود که پیام همکاری پذیری در اولویت اصلی توسعه وب باقی مانده است. هدف کنسرسیوم WWW برای “تحقق بخشیدن به پتانسیل کامل وب” [منبع] به این اعتقاد بستگی داشت که فقط از طریق قابلیت همکاری – که با ایجاد استاندارد در بین پروتکل ها به دست می آید – می توان چنین پتانسیل کاملی را تأمین کرد.

 

تیم برنرهای تشکیل دهنده سلول نقل قول تحقیقات Consensys

 


تغییر مشوق های اطلاعاتی

نگاهی به مدیریت محتوا در وب نمونه ای تلخ از ایدئولوژی اولیه قابلیت همکاری و استاندارد سازی را ارائه می دهد. معمولاً از مسئله مدیریت محتوا – به ویژه موارد مربوط به گرفتن ارزش ، ایجاد مالکیت و محافظت از حق چاپ – برای برجسته سازی کاستی های احتمالی اینترنت و تحریک توسعه دهندگان ، تنظیم کنندگان و تکنسین ها برای شروع بحث در مورد این مسائل در ابتدا.

“اطلاعات می خواهند رایگان باشند” اغلب در استوارت برند در یک کنوانسیون سال 1984 باز می گردد. فکر ، اطلاعات باید به صورت آشکار و ارگانیک به شکل دیجیتال پخش شود ، همانطور که در طول تاریخ بشر بین اعضای این گونه وجود داشت. وب امکان انتشار بی نهایت اطلاعات را فراهم می کند و مکان نهایی را برای ابراز تمایل خود به آزادی فراتر از محدوده روش های ارتباطی آنالوگ تا به امروز فراهم می کند. وب یک مرحله بزرگنمایی برای پخش اطلاعات ارائه داد ، اما این کار را به قیمت تعریف های واضح مالکیت ، کمبود و ارزشی که بازارهای جهانی به آن عادت کرده بودند ، انجام داد. وب اجازه داده است كه اطلاعات رايگان باشد ، اما اين فرصت را نيز براي بهره برداري اقتصادي از آن بروز داده است. (این در دوره های دیگر پیشرفت فناوری اطلاعات ، مانند انقلاب چاپ قرن پانزدهم و رادیو در اوایل قرن بیستم – اعطا شده ، در مقیاس های نمایی کوچکتر) صادق بود. این نتیجه مربوط به قسمت دوم و کمتر مراجعه شده به نقل از مارک است: “اطلاعات می خواهد گران باشد” [آزمایشگاه رسانه, صفحه 202-203] با نگاهی به گذشته ، استدلال Brand ممکن است با دقت بیشتری به عنوان “اطلاعات می خواهد باشد” بیان شود ارزش برای آنچه ارزشش را دارد “، که به معنی بعضی اوقات – گرچه نه همیشه – گران است. الگوها و قابلیت های جدید گردش اطلاعات ، با استفاده از وب ، ارزیابی مناسب اطلاعات دیجیتالی را غیرممکن کرده است. برای مثال نمی توان منشا a یک محتوا را به طور دقیق ردیابی کرد تا خالق مناسب سازنده اصلی آن را فراهم کند. این عدم وجود پروتکل های استاندارد مالکیت برای محتوا به اشخاص ثالث اجازه می دهد تا وارد عمل شوند و استاندارد سازی – یا به عبارت دقیق تر ، توهم استاندارد سازی – را با تسهیل پایان به پایان تاثیری که برای استفاده مقیاس پذیر از اینترنت بسیار مهم شناخته شد. و آنها این کار را برای انواع اطلاعات ، نه فقط محتوای تصویری و نوشتاری ، انجام دادند. توهم قابلیت همکاری پروتکل back-end با عقیم سازی روزافزون آنچه کاربران در قسمت جلویی تجربه می کردند ، افزایش یافت. کیت واگنر ، در حال نوشتن درباره ناپدید شدن خصوصیات اولیه طراحی اینترنت طی دهه 90 و اوایل 2000 ، به “نفس نفس زدن یک زیبایی وب بومی بومی ، اشاره می کند که با عدم محدودیت در مورد صفحه می تواند یا باید به نظر برسد. ”[منبع] وب روبرو با مصرف کننده بیشتر و بیشتر استاندارد می شود ، اما عقب ماندگی همچنان در معرض سکوت قرار می گیرد ، و در نتیجه برای بهره برداری از داده ها و سودآوری رسیده است.

همانطور که اشخاص ثالث وارد عمل شدند و برای انتقال استاندارد اطلاعات بسیار مهم بودند ، آنها شروع به “ارزش” اطلاعات کردند. این پویایی اقتصادی اولیه انگیزه ایجاد کمبود اطلاعات مصنوعی بود. انکار تمایل طبیعی به آزاد بودن اطلاعات باعث ایجاد برچسب هایی با قیمت مصنوعی بالا با داده های مختلف می شود نه این که اجازه دهد اطلاعات به نسبت ارزش آن ارزیابی شوند. این شرکت ها با محدود کردن جریان اطلاعاتی که کنترل می کنند ، عملکرد خوبی داشته اند. آنها سعی می کنند مانند اکثر کالاهای موجود در زمین ، اطلاعاتی را که در آن تئوری عرضه و تقاضای ساده حکم می کند که کمبود برابر با ارزش است ، درمان کنند. همانطور که جان بارلو در 1994 “اقتصاد ایده ها” اشاره کرد ، “فناوری دیجیتال در حال جدا کردن اطلاعات از صفحه فیزیکی است” [منبع] اشخاص ثالث با در نظر گرفتن اطلاعات به عنوان یک محصول فیزیکی و کنترل یا محدود کردن توانایی جریان آزاد آنها ، کیفیت منحصر به فرد اطلاعات را سرکوب می کنند – با ارزشتر بیشتر رایج این است. بارلو استدلال می کند: “اگر فرض کنیم که این مقدار بر اساس کمبود باشد ، همانطور که در مورد اشیا physical فیزیکی نیز وجود دارد” ، جهان برخلاف ماهیت واقعی اطلاعات انسانی ، در معرض خطر توسعه فناوری ها ، پروتکل ها ، قوانین و اقتصاد قرار خواهد گرفت [منبع].

“اهمیت [اینترنت] نه در فن آوری شبکه بلکه در تغییرات اساسی در عملکردهای انسانی است که به نتیجه رسیده است” ، نوشت: پیتر دنیینگ در تأمل در بیست سال اول اینترنت در سال 1989 [منبع] در پایان روز ، Web2 تکثیر یافت زیرا اثر پایان به پایان با موفقیت اجرا شد ، به تصویب انبوه رسید و کاربران روزمره توهم یک اینترنت جهانی و جهانی است. اگرچه قابلیت همکاری یکی از آرزوهای اصلی Berners-Lee و دیگر معماران اولیه اینترنت بود ، اما آنچه برای مصرف کنندگان نهایی (و بنابراین شرکتهایی که قصد داشتند از آنها سود ببرند) مهم بود ، این بود که اینترنت در سریعترین زمان ممکن به خدمات روزمره تبدیل می شود. اطلاعات ظاهر شد سفر ارگانیک و انسان دوستانه ؛ محتوا ظاهر شد منبع و تأیید شود و داده ها ظاهر شد به طور گسترده در دسترس و قابل اعتماد باشد. در پشت صحنه ، اما همان شرکت های شخص ثالث (یا فرزندان آنها) از همان روزهای اولیه دروازه بان های انتقال اطلاعات در اینترنت بودند – با عواقب قابل توجه.

نظریه پردازان اولیه اینترنت قصد نداشتند این فناوری برای همیشه از شرکت های خصوصی مستقل بماند. در حقیقت ، تحقق توانایی های اینترنت متکی بر این فرض بود که تمایل به استفاده در مقیاس گسترده ، شرکت های خصوصی را به تلاش و تأمین بودجه توسعه سریعتر و جهانی سوق می دهد. با این حال ، ورود شرکت های خصوصی باعث بالقوه شدن نهایی اکوسیستم می شود.

ظهور بالکان سازی

چشم انداز اصلی معماران اینترنت “شبکه ای از شبکه” باز ، توزیع شده و غیرمتمرکز بود [منبع] بودجه ای که از طریق میلیاردها دلار تحقیق عمومی ایالات متحده تأمین شده و در ابتدا به عنوان یك پروژه دانشگاهی تصور می شد ، بیست سال اول توسعه اینترنت در مبهم بودن نسبی اتفاق افتاد. سرمایه گذاران اولیه آن ، به ویژه ARPA (آژانس پروژه های تحقیقات پیشرفته ، که بعداً به DARPA تبدیل شد) و بنیاد ملی علوم (NSF) ، لزوماً انتظار سود از پروژه را نداشتند ، بنابراین اینترنت اولیه آهسته و آگاهانه مقیاس می یابد [منبع].

اولین نمونه های شبکه عملی بودند: رایانه های اصلی در دانشگاه های تحقیقاتی بسیار گران بودند ، بنابراین به اشتراک گذاری منابع بین آنها منجر به تحقیقات بهتر می شود. دولت این شبکه ها را کنترل می کرد ، به این معنی که همه شرکت کنندگان برای به دست آوردن تداوم بودجه و حفظ اخلاق منبع باز انگیزه داشتند کد خود را به اشتراک بگذارند. پروتکل ها در اواسط دهه 1970 ظهور کرده بودند و اندکی پس از آن به دلایل عملی استانداردهای ارتباطی دیجیتال با قابلیت همکاری ظاهر شدند: ماشین ها باید بتوانند با یکدیگر صحبت کنند. تا سال 1985 ، شبکه NSFNET تمام سیستم های اصلی اصلی دانشگاه را بهم متصل کرد و اولین ستون فقرات اینترنت را همانطور که می شناسیم تشکیل داد. در اواخر دهه 1980 ، شرکت کنندگان بیشتری به این شبکه ستون فقرات هجوم آوردند – به قدری که ترافیک از ظرفیت شبکه برای میزبانی آن پیشی گرفت..

ازدحام شبکه با افزایش فعالیت و اشتیاق به این فناوری ، یک نگرانی اساسی بود. در سال 1991 ، Vinton Cerf – طراح مشترک پروتکل های TCP / IP و دیگر معمار مهم اینترنت – چالش رو به رشد زیرساخت های مقیاس پذیری را تأیید کرد: “در جوش آمدن فن آوری مدرن مخابرات ، چالش اساسی تعیین نحوه توسعه معماری اینترنت است. طی 15 سال گذشته باید تغییر کند تا با فناوریهای در حال ظهور سرعت گیگابیت دهه 1990 سازگار شود “[منبع] NSFNET فعالیت تجاری را ممنوع کرد اما هنوز برای محدود کردن میزان بازدید کافی نبود. این ممنوعیت باعث توسعه موازی شبکه های خصوصی برای میزبانی فعالیت های تجاری شد.

در پاسخ به این روند شبکه موازی و فشار بر NSFNET ، رئیس صندوق NSF استفان ولف پیشنهاد خصوصی سازی لایه زیرساخت را داد. این امر می تواند با وارد کردن سرمایه گذاری خصوصی به منظور افزایش ظرفیت شبکه ، از ازدحام استفاده کند ، به NSFNET اجازه می دهد تا با شبکه های خصوصی در یک سیستم تعامل واحد ادغام شود و این پروژه را از کنترل دولت آزاد می کند تا اینترنت به یک رسانه انبوه تبدیل شود. در سال 1995 ، NSFNET به کلی حذف شد و اکوسیستم شبکه های خصوصی جای آن را گرفت. در پی آن ، پنج شرکت (UUNET ، ANS ، SprintLink ، BBN و MCI) ظهور کردند تا لایه زیرساخت جدید اینترنت را تشکیل دهند. آنها هیچ رقبای واقعی ، هیچ نظارت نظارتی ، هیچ سیاست یا حاکمیتی که تعامل آنها را هدایت کند ، و هیچ الزامی برای حداقل عملکرد صادر شده توسط هیچ نهاد دولتی نداشتند. این فضای کاملاً رقابتی و باز ، گرچه کاملاً بی سابقه بود ، اما در میان رهبران اندیشه اینترنت اولیه مخالفت چندانی نداشت ، زیرا آنها همیشه در نظر داشتند که شبکه ها به تأمین کنندگان زیرساخت های خصوصی تحویل داده شوند ، زیرا جریان اصلی کافی برای حمایت از آنها بود. به عبارت دیگر ، آنها انتظار می رود هنگامی که مردم از این فناوری استقبال می کنند ، انگیزه های تغییر جهت می یابند. لایه های پروتکل و پیوندهای وب در تاریکی نسبی ایجاد شده است. فقط در لایه شبکه یا زیرساخت بازارها شکل گرفتند.

پنج ارائه دهنده اصلی جدید شبکه های محلی و مقیاس کوچک را در سراسر ایالات متحده متصل و یکپارچه کردند. اساساً ، این شرکت ها به عنوان واسطه آغاز به کار کردند و به دلیل اینکه در برخی از مراحل انتقال سیستم ، بر کلیه داده های سیستم نظارت داشتند ، به طور واقعی ارائه دهندگان خدمات شدند. به نظر می رسد این سازمان در مقایسه با اولویت بندی معماری سیستم انعطاف پذیر توزیع شده و تا آن مرحله به طور متناوب متمرکز است ، اما معماران اینترنت از این موضوع آگاه بودند. از آنجا که بیش از یک ارائه دهنده در بازی وجود داشت ، مدافعان خصوصی سازی احساس می کردند که رقابت کافی برای جلوگیری از بالکان شدن لایه خدمات زیرساخت وجود دارد. در سالهای پس از برچیده شدن NSFNET ، در عمل اینگونه نبود. خصوصی سازی لایه زیرساخت منجر به اولیگوپولی ارائه دهندگان شد که اساساً جریان اطلاعات کل اینترنت را به طور کاملاً مخفیانه و با کنترل حرکت و توان اطلاعات کنترل می کنند. آنها می توانند میانبرهای دیگری را برای غلبه بر ازدحام کلی شبکه و ارائه خدمات درمانی ترجیحی به وب سایت هایی که هزینه تحویل سریعتر محتوا را پرداخت می کنند ، ارائه دهند. توافق نامه ها بین این ارائه دهندگان کاملاً ناشناخته بود ، زیرا آنها موظف به اعلام شرایط خود نبودند ، بنابراین شبکه های ارائه دهنده کوچکتر نمی توانستند در بازار رقابت کنند.

بنابراین ، تلاشی در اوایل دهه 1990 برای جلوگیری از بالکان سازی اینترنت سرانجام به تمرکز تصادفی و شدید منجر شد که در آن کابلی متشکل از پنج ارائه دهنده زیرساخت کنترل کل لایه پروتکل را بدست آوردند. از یک نظر ، این درسی است در مورد اهمیت پروتکل های حاکمیت بومی و تنظیم مقررات معقول در توسعه بازارهای سالم برای فناوری های جدید. مقررات خوبی که منجر به منصفانه تر ، رقابت بازتر و در نهایت منجر به یک بازار غنی تر می شود. برخی از حفظ منافع عمومی همچنین یک حلقه بازخورد از بررسی توسعه یک فناوری جدید را به عنوان مقیاس مقدماتی معرفی می کند. یک نقص در لایه زیرساخت های خصوصی با شکل گیری آن عدم توجه کافی به امنیت بود که از NSFNET منتقل شده بود ، جایی که به این مهم نگران کننده نبود. بدون مکانیسم های امنیتی و نه R&D در مسائل امنیتی معمولاً آسیب پذیری هایی را ایجاد می کند که امروزه نیز وجود دارد. فقدان تقریباً کامل حاکمیت عمدی همچنین منجر به فقدان شدید اصطلاحاً “بی طرفی خالص” شده است ، از این رو اولویت بندی ناعادلانه سرعت شبکه به بالاترین پیشنهاد و دسترسی بسیار نابرابر به شبکه ها در کل است. در عوض اقدامات انجام شده برای جلوگیری از بالکان سازی منجر به ایجاد یک لایه زیرساختی شد که کاملاً غیرقابل بازگشت بود.

آموزه های این تمرکز ارائه دهندگان در اوایل دهه 1990 کاملاً مربوط به مرحله امروز توسعه اکوسیستم بلاکچین است. ایجاد استانداردهای قابلیت همکاری احتمالاً به عنوان یک ضرورت عملکرد در مقیاس پدیدار می شود. این امر در مورد لایه پروتکل اینترنت صدق می کند و به احتمال زیاد در وب 3 هنگامی که فشارهای شبکه کافی ظاهر می شود ، و بنابراین مشوق های اقتصادی به واقعیت می پیوندد. اما در حالی که لایه پروتکل وب به طور عمومی بودجه ای تأمین می شد و بنابراین بیش از بیست سال از انتظارات مالی عاری بود ، موج اول بلاکچین ها از نظر ماهیت کاملاً مالی بوده و مشوق های مالی از ابتدای تأسیس و تا مرکز اصلی وجود داشتند. لایه پروتکل بنابراین در حالی که الگوهای مشترکی در توسعه Web2 و Web3 وجود دارد ، خطر بالکان سازی در نقاط مختلف در جدول زمانی آنها ظاهر می شود.  

 

نقل قول بالکانیزه شده

 

اولویت دادن به قابلیت همکاری

علی رغم این واقعیت که پیش بینی های موجودیت آن برای دهه ها و نظریه رمزنگاری برای دهه های طولانی تر از آن وجود داشته است ، فناوری بلاکچین در عمل – چه رسد به آن که فناوری قابل استفاده و قابل استفاده برای بلاکچین باشد – هنوز نوپا است. در چنین مرحله اولیه ، نوآوری و رقابت سرسام آور برای رشد اکوسیستم مهم است. با این وجود ، صنعت اولیه بلاکچین تحت فشارهای مشابه صنعت اولیه اینترنت دهه های 1980 و 90 قرار دارد. فرصت بلاکچین در حال تغییر در جهان است – و بنابراین خطر نیز وجود دارد.

همانطور که در این مجموعه بحث خواهد شد ، فرصت فناوری بلاکچین به همکاری بین کلیه پروژه های بزرگ بلاکچین بستگی دارد اساسی به توسعه آن پروتکل ها تنها با اطمینان از اینکه بلاکچین ها ، چه کاملاً نامربوط و چه به شدت با یکدیگر رقابت می کنند ، قابلیت سازگاری را در عملکرد بنیادی آنها دارند ، می توانند قابلیت های مقیاس فناوری را برای استفاده جهانی و نتیجه.

با وجود فشار رسانه ای گسترده ای که طی دو سال گذشته بازارهای رمزنگاری ، فروش رمزها و توکن ها افزایش یافته است ، شرکت های بلاکچین برای اثبات استفاده ، سودآوری و تجاری سازی این فناوری تحت فشار شدید قرار دارند. به این ترتیب ، انگیزه هایی که اینترنت را به محرومیت از قابلیت همکاری و تمرکز بر قابلیت استفاده روزمره این فناوری سوق می دهند ، تفاوتی با امروز ندارند. در صورت وجود ، توانایی امروز ما برای همیشه متصل بودن و دریافت به روزرسانی های بی درنگ در هر کجای دنیا تضمین می کند که اکوسیستم بلاکچین تحت آن است بیشتر فشار برای نشان دادن قابلیت های تجاری خود نسبت به اینترنت اولیه در مرحله مشابهی از توسعه. در حالی که شرکت ها برای اثبات “بهتر” یا “آماده بودن در بازار” نسبت به سایر پروتکل های موجود رقابت می کنند ، آنها همکاری را رها می کنند تا “برای بازیافت سخنان برنرز-لی” “تکنیک های گرافیکی فانتزی و امکانات اضافی پیچیده” تمرکز کنند بیشتر به سرمایه گذاران و مصرف کنندگان کوته فکر است.

رقابت برای وعده عملکرد فوری از نظر اقتصادی موثر است ، اما ادامه آن می تواند کل توسعه صنعت بلاکچین را به خطر بیندازد. اگر شرکت ها به نادیده گرفتن قابلیت همکاری ادامه دهند و در عوض هرکدام بلاکچین اختصاصی خود را بسازند و سعی کنند آن را در برابر رقیب بازار قرار دهند ، اکوسیستم در چند سال گذشته می تواند شباهت زیادی به روزهای اولیه اینترنت بدون همکاری داشته باشد. ما با مجموعه ای پراکنده از بلاکچین های سیل شده روبرو خواهیم شد ، که هر کدام توسط شبکه ضعیفی از گره ها پشتیبانی می شوند و مستعد حمله ، دستکاری و تمرکز هستند..

تصور آینده ای غیرقابل همکاری برای فناوری بلاکچین کار چندان دشواری نیست. تمام مواد و تصاویر برای ترسیم تصویر در آموزه اولیه اینترنت وجود دارد و قبلاً در بخش اول این مقاله مورد بحث قرار گرفت. درست مانند اینترنت امروزی ، مهمترین کیفیت داده در Web3 ، اثر “پایان به پایان” است. مصرف کنندگان در تعامل با Web3 بدون در نظر گرفتن اینکه از کدام مرورگر ، کیف پول یا وب سایتی استفاده می کنند ، باید تعامل یکپارچه ای داشته باشند تا از فناوری مقیاس پذیرش گسترده استفاده کنند. برای دستیابی به این هدف و هدف نهایی ، باید اجازه داده شود که اطلاعات به شیوه ارگانیک و انسانی خود جریان داشته باشند. باید مجاز باشد رایگان باشد. امروز یک بلاکچین وجود دارد نه دانش اطلاعاتی که ممکن است در بلاکچین دیگری وجود داشته باشد. اطلاعاتی که در شبکه بیت کوین زندگی می کنند هیچ اطلاعی از اطلاعاتی که در شبکه Ethereum زندگی می کنند ندارند. بنابراین اطلاعات از تمایل طبیعی و توانایی جریان آزاد آن محروم هستند.

عواقب ثبت اطلاعات در بلاکچینی که در آن ایجاد شده است ، مستقیماً از کتاب های تاریخ اینترنت است. اینترنت به دلیل فشارهای گسترده برای پاسخگویی به اشتیاق عمومی و پذیرش گسترده ، در لایه زیرساخت متمرکز شده است. اگر اکوسیستم Web3 قبل از اینکه قابلیت همکاری پروتکل به اندازه کافی فراگیر شود ، به آن نقطه برسد ، دوباره همان اتفاق رخ می دهد. بدون قابلیت همکاری بلاکچین بومی ، اشخاص ثالث برای مدیریت انتقال اطلاعات از یک بلاکچین به بلاکچین دیگر ، با استخراج ارزش برای خود در فرآیند و ایجاد نوعی اصطکاک که هدف این فناوری از بین بردن است ، وارد عمل می شوند. آنها به آن اطلاعات دسترسی خواهند داشت و آنها را کنترل خواهند کرد ، و توانایی ایجاد کمبود مصنوعی و ارزش تورم را خواهند داشت. چشم انداز آینده اینترنت مبتنی بر بلاکچین که این صنعت غالباً به ذهن متبادر می کند بدون قابلیت همکاری هیچ چیز نیست. بدون آن ، ما در آینده با یک شبکه جهانی تقریباً مشابه با چشم انداز غالب Web2 امروز خواهیم یافت. مصرف کنندگان روزمره همچنان از تعامل روان و سازگار با Web3 لذت خواهند برد ، اما داده های آنها ایمن نخواهد بود ، هویت آنها کامل نخواهد بود و پول آنها متعلق به آنها نخواهد بود..

با نگاه به آینده

همه اینها بدان معنا نیست که این صنعت اهمیت همکاری پذیری را کاملاً فراموش یا رها کرده است. اثبات مفهوم مانند رله BTC, کنسرسیوم هایی مانند اتحاد سازمانی Ethereum, و پروژه هایی مانند وانچین نشان می دهد که برخی از مردم هنوز ارزش حیاتی قابلیت همکاری را تصدیق می کنند. یک احتمال خوب وجود دارد که فشارهای بازار بدون در نظر گرفتن چگونگی تحولات کوتاه مدت ، باعث ایجاد انگیزه در اکوسیستم بلاکچین به سمت همکاری می شود. با این حال ، هم افزایی ارتجاعی در مقابل فعالانه هنوز هم می تواند تفاوت بین جایی که مقدار گرفته می شود و نحوه بهره برداری از داده ها را بیان کند. قابلیت همکاری ارتجاعی – یعنی. تنها تصمیم گیری در مورد اینکه قابلیت همکاری باید یک عامل مهم در مورد زنجیره بلوک سالهای متمادی باشد ، درصورتی که بازار آن را بخواهد – این فرصت را برای اشخاص ثالث فراهم می کند تا وارد عمل شوند و این همکاری را تسهیل کنند. آنها از خدمات خود سود می برند و دسترسی نامتقارن به داده های کاربران دارند. قابلیت همکاری فعال – به عنوان مثال. اطمینان از رمزگذاری قابلیت همکاری در پروتکل های موجود در این مرحله نوپای اکوسیستم – از طرف دیگر ، اطمینان از انتقال ایمن و کارآمد داده ها بین زنجیره بلوک بدون نیاز به کنترل شخص ثالث واسطه.

بدون شک ، یک تعادل لازم و سالم بین تجاری سازی و قابلیت همکاری منبع باز وجود دارد. تجاری سازی باعث تقویت رقابت و نوآوری می شود و به توسعه دهندگان و کارآفرینان انگیزه می دهد تا سیستم هایی را بسازند که برای مشتریانشان بهترین عملکرد را داشته باشد. با این حال ، تعادل در گذشته ثابت نبوده است. با افزایش فشار برای تحقق وعده های خود بلاکچین ، ما فشار تجاری بیشتری پیدا می کنیم تا بلاکچین آماده باشد ، مهم نیست که چه ایدئولوژی هایی را باید در کوتاه مدت فدا کند.

تحقیقات ConsenSys

 

 

درباره نویسندگان

اورت موزی

اورت نویسنده و محقق در ConsenSys است. نوشته های او در هکر نون ، CryptoBriefing ، Moguldom, و سکه های سکه ای.

مالی اندرسون

مالی نویسنده و محقق در ConsenSys است. نوشته های او در MIT ظاهر شده است مجله طراحی و علوم, MIT نوآوری ها, کوارتز, و اسکوایر.

آخرین مطالب را از ConsenSys Research دریافت کنید

ثبت نام کنید تا از انتشارات آینده ConsenSys مطلع شوید

ثبت نام کنید

Mike Owergreen Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me
Adblock
detector